| سـاده دل |
|
●
صـفـحـه
يِ
اصـلـي
● ليستِ کاملِ وبلاگ هايِ فارسي زبان
●
احـمـد
شـامـلـو
١
|
Friday, December 10, 2004
|
٭
?????????? ?? ?? ??? ? ?? ???? ?? ? ???
*********************************************************
??? ??????? ?? ??? ???? ?? ???? ?? ? ??? ?? ???? ? ????????? ? ????????? ? ??? ?? ??? ? ???? ? ?????? ? ?? ???? ?? ? ??? ?? ???? ???? ?? ??? ???? ? ?? ??? ? ???? ??? ???? ??? ?? ???? ????? ?? ? ??? ?? ???? ? ?? ?? ?? ?????? ? ???? ????? ?? ????? ?? ?? ?? ??? ? ?? ???? ?? ? ??? ???? ?? ?? ?? ?? ???? ???? ???? ? ?? ?? ??? ?? ?????? ? ???? ????? ?? ? ??? ???? ?? ?? - ?? ? ???? - ??? ?? ??? ? ???? ! ?? ?? ???????? ? ??? ?????????? ?? ? ??? ???? ? ?????? ? ?? ??? ?????? ? ?? ???? ???? ??????? ?? ?? ??? ? ?? ?????? ?? ? ??? ?????? ???? ???? ?? ???? ?? ??? ???? ? ??? ? ???? ?? ?? ?? ???? ?? ? ??? 2:50 PM ، رامين """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" Sunday, June 22, 2003
٭
سلام وبلاگ خوشگلم
*********************************************************
غصه نخور بازم ميام پيشت 10:00 AM ، رامين """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" Friday, May 23, 2003
٭
سلام من دارم ميرم پرشين بلاگ
*********************************************************
http://saadedel.persianblog.com ديگه اينجا نمينويسم توضيØ: وبلاگ http://saade_del.blogspot.com دوماهه شد Ùˆ من ساده دل تازه Ù�هميدم خيلي ها نميتونستند بازش کنند يا به سختي Ùˆ به کندي باز ميشده يا مطالب را ناقص نشان ميداده است يا آخرين مطالب را نشان نميداده است . Ù†ØÙˆÙ‡ هنرنمايي آن هم بهISP مربوط ميشود من خودم Ù�علا همين مطلب را گاهي ميبينم Ùˆ گاهي نميبينم . ØØ§Ù„ا اگه توش ASP يا JAVA نوشته بودم ÙŠÚ© چيزي . من ØØªÙŠ ØªØµÙˆÙŠØ± زمينه را هم برداشم Ùˆ تعداد مطالب صÙ�ØÙ‡ اصلي را کاهش دادم ولي روي کامپيوتر خود من 10 دقيقه طول ميکشد تا ظاهر شود.آنگاه من دمب سلامت بر کول عاÙ�يت گذاشتم Ùˆ به پرشين مهاجرت کردم . ØØ§Ù„ا به دليل اين Ú©Ù‡ بعضي ها اين يادداشت را نميبينند از همه دوستانم ميخواهم تغيير آدرس مرا به http://saadedel.persianblog.com اعلام کنند تا مشتري هاي وبلاگ ساده دل نپرند . غريبانه اين رودخانهâ€�هاي Ù� غريبانه تا کجا هست؟ اين کرانهâ€�هاي Ù� غريبانه تا کجا؟ دريادلا ! به موج Ù� نگاهت نميâ€�رسد اين بيâ€�نشانهâ€�هاي Ù� غريبانه تا کجا؟ وقتي براي Ù� چشم Ù� تو صدها غزل Ú©Ù… است از من - ترانهâ€�هاي Ù� غريبانه تا کجا؟ بايد نوازش Ù� من Ùˆ مويت به هم رسند آزار Ù� شانهâ€�هاي Ù� غريبانه تا کجا؟ وقتي شراب Ù� ØØ¯ Ù� تو جاريâ€�تر از هواست اين تازيانهâ€�هاي Ù� غريبانه تا کجا؟ اي بودن Ù� تو معني Ù� الطاÙ� Ù� روزگار رنج از زمانهâ€�هاي Ù� غريبانه تا کجا؟ اصلا بگو براي Ù� Ú†Ù‡ ميâ€�خواهمت هنوز اين عاشقانهâ€�هاي Ù� غريبانه تا کجا؟ 7:00 AM ، رامين """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" Thursday, May 22, 2003
٭
ييلاق � تماشا
*********************************************************
من بودم Ùˆ ييلاق Ù� تماشا Ú©Ù‡ تو بودي در تنگâ€�ترين Ù„ØØ¸Ù‡â€�ÙŠ Ù� ØØ§Ø´Ø§ Ú©Ù‡ تو بودي ØØ§Ø´Ø§ÙŠ Ù� چه؟ عشق Ù� من Ùˆ ÙŠÚ© عمر Ú©Ù‡ بودم مجنون Ù�نظربازي Ù� ليلا Ú©Ù‡ تو بودي صد عمر Ù�دگر بايد Ùˆ صد ØØ§Ø¯Ø«Ù‡â€�ÙŠ Ù� عشق تا من برسم باز در آنجا Ú©Ù‡ تو بودي Ú¯Ù�تي Ú©Ù‡ در انديشهâ€�ÙŠ Ù�Ù�رداي Ù�سÙ�ر باش خورشيد Ùˆ طلوع Ùˆ شب Ùˆ Ù�ردا Ú©Ù‡ تو بودي از شدتÙ� اندوه نبوسيدمت آري آن روز به ياد آر خدا را Ú©Ù‡ تو بودي در ساØÙ„ Ù� پرموج Ùˆ بهار Ùˆ Ú†Ù‡ Ú©Ù… آمد آن سبزترين آبي Ù�درÙ�يا Ú©Ù‡ تو بودي بگذار Ù�راموش کنم خاطرهâ€�ها را جز قصهâ€�ÙŠ Ù� اÙ�تادن Ù� بتها Ú©Ù‡ تو بودي شور Ù�مستي اي دل Ú©Ù‡ روزي بيâ€�دليل – از من گسستي السلام اي جان Ú©Ù‡ با سنگينâ€�دلي – جامم شکستي السلام اي قصهâ€�ÙŠ Ù�دوشين Ù�من – اي چشمهâ€�ÙŠ Ù� نوشين Ù� من من بادهâ€�ÙŠ Ù�جام Ù�توام – اي شور Ù�مستي السلام بازاي از اين سنگين دلي – بازاي از اين بيâ€�ØØ§ØµÙ„ÙŠ من عاشق Ùˆ تو غاÙ�لي – از من نرستي السلام با خود به رقص آور مرا – همچون نسيم Ùˆ بوتهâ€�ها بر آتشم داري هنوز – از دور دستي السلام من ماندهâ€�ام در کار تو – از چيست اين آزار تو؟ هم ميâ€�پرستم عشق را – هم ميâ€�پرستي السلام گاهي Ú©Ù‡ تندي ميâ€�کنم – بايد ببخشايي مرا آن بيقراري ها Ú†Ù‡ شد؟ اکنون Ú©Ù‡ هستي السلام 4:38 AM ، رامين """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" Wednesday, May 21, 2003
٭
يک دوست نوشته است: كمال عشق رضاي معشوق است همين! و تكامل عاشق نه �قط وصال معشوق بلكه كسب رضايت اوست اما شما در شعرهايتان معشوق را خرده ميگيريد و گله ميكنيد و بيشتر اظهار خستگي و بي تابي ميكنيد تا اظهار شوق
*********************************************************
من ميگويم : راست ميگوييد . از اين نقد Ùˆ يادآوري سپاسگزارم . البته بايد در مورد جزئيات Ù�رمايش شما بيشتر Ù�کر کنم Ùˆ شما هم به ياد داشته باشيد بعضي از اين گلايه ها در زير صورت ظاهر Ú©Ù‡ تندي ناشي از انتظار Ùˆ توقع زيادي است همان معني لطيÙ� مورد نظرشماست Ùˆ شعر ØØ±Ù� دل است Ú©Ù‡ هيچ اما Ùˆ اگر برنميتابد . من از ادامه اين Ø¨ØØ« استقبال ميکنم Ùˆ علي Ø§Ù„ØØ³Ø§Ø¨ اين شعر را بخوانيد Ùˆ نظرتان را بگوييد قصهâ€�ÙŠ Ù� عشقم راهي Ù� دريا شدي – ماهي Ù� دريا شدم خيمه به ØµØØ±Ø§ زدي - لالهâ€�ÙŠ Ù� ØµØØ±Ø§ شدم در Ù‚Ø¯ØØª Ù…Ù�ÙŠ شدم - بر لب Ù� تو ني شدم من Ú†Ù‡ بگويم ØŸ ببين - جمله تمنا شدم هر Ú†Ù‡ تو راندي مرا - هر Ú†Ù‡ نخواندي مرا باز به شکلي دگر - بر تو هويدا شدم چند شبي پـيش از اين - باده زدم بيش از اين بر Ù†Ù�س Ù� پـاک Ù� تو - واله Ùˆ شيدا شدم Ø±ÙˆØ Ø¬Ø¯Ø§ شد ز تن - رÙ�ت به سوي وطن مردم Ùˆ Ù�ردايش از – کوي Ù� تو پـيدا شدم شوق Ù� دلم تازه شد - بيâ€�ØØ¯ Ùˆ اندازه شد Ù�ارغ از اين ديشب Ùˆ - امشب Ùˆ Ù�ردا شدم من Ú©Ù‡ نه اÙ�لاکيم - نز بدني خاکيم قصهâ€�ÙŠ Ù� عشقم Ú©Ù‡ در - قلب Ù� تو پـيدا شدم تا تو در اين عالمي - هيچ ندارم غمي گر Ú†Ù‡ به هر دÙ�تري – ØØ±Ù� Ù� معما شدم مژگان بانوي بزرگوار هم از سوت Ùˆ کور بودن اينجا گله کرده است Ùˆ من ميگويم وقتي دوستان مهرباني مثل مژگان بانو Ùˆ سيامک ÙˆÙ�رهاد Ùˆ Ù…Ø³ÙŠØ Ùˆ Ù…ØØ³Ù† Ùˆ Ù�رهنگ Ùˆ پگاه Ùˆ سعيد Ùˆ ميراÙ�ضلي Ùˆ ... دارم چرا سوت Ùˆ کور شوم؟ من نميدانستم اينجا قابل شما را دارد . پس اينها را بخوانيد Ùˆ نقد کنيد اگر مجال هست من گاهي به غزل Ú†Ù†Ú¯ ميزنم . اما اصرار ندارم ØØªÙ…ا عبارتها Ùˆ تصاوير امروزي در آن باشد هيچوقت ندانستي کارم به آرزوي Ù� Ù…ØØ§Ù„ÙŠ گرÙ�ته بود از من نبودن Ù� تو Ú†Ù‡ ØØ§Ù„ÙŠ گرÙ�ته بود چشمم خريده بود ÙˆÙ�اي Ù� تو را ولي بس بيخبر Ú©Ù‡ ميوهâ€�ÙŠ Ù� کالي گرÙ�ته بود وقتي به سمتÙ� Ú©ÙˆÚ†Ù‡ نگاهت سرک کشيد از دستÙ� تو - دلم دو سه سالي گرÙ�ته بود آخر تو هيچوقت ندانستي عشق با Ù�نجان Ù� قهوهâ€�ÙŠ Ù� تو Ú†Ù‡ Ù�الي گرÙ�ته بود ديشب دلم ز ديدن Ù� برنامهâ€�اي شکست شيري Ú©Ù‡ رد Ù� پاي Ù� غزالي گرÙ�ته بود عکست به روزنامه Ù�رستادهâ€�ام ولي عکسي Ú©Ù‡ رنگ Ùˆ بوي Ù� خيالي گرÙ�ته بود جز تو - ترانهâ€�اي نشنيدم Ú©Ù‡ گوش Ù� من آواز Ù� آبشار Ù� زلالي گرÙ�ته بود وقتي Ú©Ù‡ آسمان Ù� تو رنگين کمان کشيد ديگر پرندهâ€�اي پر Ùˆ بالي گرÙ�ته بود چون هنوز سبک قديمي را دوست دارم مثل اين دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام در کنج Ù� خانه – خويشتن - پنهان ز مردم کردهâ€�ام سر در Ù…Ù�ÙŠ Ùˆ خم کردهâ€�ام - دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام داني چرا گريان شدم ØŸ آتشکدهÙ�â€�ÙŠ سوزان شدم ØŸ از ني بَتَر نالان شدم ØŸ دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام گاهي کنم Ù�ريادها - گاهي روم بر بادها اي داد از اين بيâ€�دادها - دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام آيا دگر پيدا شود ØŸ بار Ù� دگر شيدا شود ØŸ آن شورها بر پا شود ØŸ دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام اÙ�تادهâ€�ام بر خاک Ùˆ خون - بر ميâ€�کشم آه از جنون اي کاش ميâ€�آمد کنون - دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام اي پيرها ! Ù�رزانهâ€�ها ! اي عاقلان ! ديوانهâ€�ها اي شمعها ! پروانهâ€�ها ! دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام من شادي Ùˆ اميد را - آن Ø±Ø§ØØª Ù� جاويد را نور Ùˆ مه Ùˆ خورشيد را - دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام هر کس به بازاري رود - ÙŠÚ© بار هم سودي کند سودا ببين کز بختÙ� بد - دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام ديدي شکستم بيâ€�صدا ØŸ از بس ستم کردي روا آخر کجا گويم کجا ØŸ دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام از بس عطش نوشيدهâ€�ام - در باغ Ù� تو خشکيدهâ€�ام رنگÙ� ÙˆÙ�ا ناديدهâ€�ام - دلدار را Ú¯Ù… کردهâ€�ام گاهي رباعي مينوازدم باغ Ù� غزل اي باغ Ù� غزل ترانهâ€�ام را بشنو اين آيهâ€�ÙŠ Ù� عاشقانهâ€�ام را بشنو اي همنÙ�س Ù� سپيده - اي رنگ Ù� Ø³ØØ± بنشين شبي Ùˆ بهانهâ€�ام را بشنو چـون صاعقه اÙ�سوس Ú©Ù‡ غم به سرنوشتم زد Ùˆ رÙ�ت اکسير Ù� جنون را به سرشتم زد Ùˆ رÙ�ت چـون صاعقه در باغ Ù� بهشتم زد Ùˆ رÙ�ت آتش به هزار سال Ú©Ù�شتم زد Ùˆ رÙ�ت Ùˆ گاهي به ترانه دلخوشم تو انگار Ú©Ù‡ نه انگار برات گريه ميâ€�کردم - تو انگار Ú©Ù‡ نه انگار تو اين غصه ميâ€�مردم - تو انگار Ú©Ù‡ نه انگار چقدر Ù„ØØ¸Ù‡â€�ÙŠ Ù� رÙ�تن - برام سخته هنوزم از اون زخمي Ú©Ù‡ خوردم - تو انگار Ú©Ù‡ نه انگار يه شب هم Ú©Ù‡ نرÙ�تم - تو خوابي Ú©Ù‡ نبودي چقدر نامه نوشتم - جوابي Ú©Ù‡ ندادي يه Ú¯Ù„ بود Ú©Ù‡ نشوندم - تو گلدون Ù� نگاهت هنوز تشنهâ€�ÙŠ Ù� تشنه ست - به آبي Ú©Ù‡ ندادي از اين قصه ملولم - به اندازهâ€�ÙŠ Ù� دنيا تو عشق Ù� تو شکستم - مث کشتي تو دريا منو موج Ù� نگاهت - نه Ú¯Ù… کرد Ùˆ نه پيدا از اون شب نرسيدم - به دروازهâ€�ÙŠ Ù� Ù�ردا يادت رÙ�ت Ú©Ù‡ Ú†ÙŠ Ú¯Ù�تي- همون روز Ú©Ù‡ ميâ€�رÙ�تي عجب نيست تو زمونه - از اين قصه زياده يه روز بود Ú©Ù‡ يه بيدي – پيش Ù� پاي Ù� تو خم شد اگه بودي مي ديدي - Ú©Ù‡ تو دستاي Ù� باده هنوز عاشق Ù� چشمات - برات چشم انتظاره ديگه امروز Ùˆ Ù�ردا - براش Ù�ايده نداره تو تقصيري نداري - Ú©Ù‡ دردش بي شماره من Ùˆ باده Ú©Ù‡ امشب - تو رو پيشم مياره بازم خوبه Ú©Ù‡ شادي - همينم يه اميده بذار هر Ú†Ù‡ غزل هست - تو باغ Ù� تو بخونه اگه باز غمي داشتي- شريک Ù� تو ميشم من بذار بين Ù� من وتو - ÙŠÚ©ÙŠ شاد بمونه 5:18 AM ، رامين """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" Sunday, May 11, 2003
٭
به نام �من که مي�رسي
*********************************************************
قبول دارم اين Ú©Ù‡ تو – ز ياد بردهâ€�اي مرا Ú©Ù‡ سالها گذشته Ùˆ – من از تو بودهâ€�ام جدا ز ديدهâ€�ÙŠ Ù�تو رÙ�تم Ùˆ – ز خاطر Ù�تو همچنين سکوت پرده ميâ€�Ú©Ù�شد – به چهرهâ€�ÙŠ Ù�ترانهâ€�ها ولي کنون Ú©Ù‡ لاجرم – پس از هزارهâ€�ÙŠ Ù�ستم رسيدهâ€�ام به شهر Ù�تو- چنين غريب Ùˆ آشنا ببند چشم Ùˆ خاطرات Ù�خويش را مرور Ú©Ù† به نام Ù�من Ú©Ù‡ ميâ€�رسي – دو ديده بر دلم گشا نشان به آن نشان Ú©Ù‡ تو – شکستيَم به سادگي من از تو دل نکندم Ùˆ – Ù†Ú¯Ù�تمت Ú©Ù‡ پس چرا بغل گشا Ùˆ منظر Ù� – صليبي از تنت بکش Ù…Ø³ÙŠØ Ù� پرشکستهâ€�ام – رسيدهâ€�ام به جلجتا دوباره ØÙ‚ نميâ€�دهم – به تو Ú©Ù‡ بيâ€�ÙˆÙ�ا شوي مگر بگوييم Ú©Ù‡ تو – بدي Ú†Ù‡ ديدي از ÙˆÙ�ا دوباره ØÙ‚ نميâ€�دهم – Ú©Ù‡ از خودت برانيم بگوييم : برو برو – بگويمت : بيا بيا مرا ببر به قصهâ€�ها – مرا بزن به بوسهâ€�ها به پاي Ù�من Ù�Ù„Ú© نشان – به چشمک Ù�ستارهâ€�ها تو بيâ€�گدار Ùˆ بيâ€�سبب – به رودخانهâ€�ام Ù�Ú©Ù† Ú©Ù‡ سيل Ù�آن نگاه Ù�تو – مرا بَرَد به هر کجا 6:17 PM ، رامين """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" Thursday, May 08, 2003
٭
در پـيشگاه � چشم � تو
*********************************************************
اين منم در پـيشگاه Ù� چشم Ù� تو ماندهâ€�ام در نيمهâ€�راهÙ� چشم Ù� تو يا در Ù� ميخانه بر مستان ببند يا چنان پـيمانه بر ايشان بخند تا Ú©ÙŠ ازتشويش بايد سوختن؟ صبر کردن ØŒ لب به دندان دوختن گريه دارم آرزو ØŒ دستت کجاست ØŸ خندهâ€�ÙŠ Ù� جادويي Ù� مستت کجاست ØŸ اين زمين شايستهâ€�ÙŠ Ù� ÙŠÚ© ريشه نيست آسمان اندازهâ€�ÙŠ Ù� انديشه نيست ليکن اي نقشâ€�Ø¢Ù�رين Ù� عشق Ù� من اي نشسته در کمين Ù� عشق Ù� من من به زندان Ù� زمين هم راضيم گر به پـاي Ù� خويش ميâ€�اندازيم آتشي بايد Ù�راهم ساختن اين هوسها را در آن انداختن ني به آتش هر Ú†Ù‡ گويد باک نيست ني مگر از جنس Ù� اين خاشاک نيست ØŸ عشق يعني درکÙ� ابهامي لطيÙ� عشق يعني بوسه بر نامي لطيÙ� من به لطÙ� Ùˆ مهرباني دلخوشم من به خوابي آسماني دلخوشم گر نخواهي عشق Ù� من ØŒ من نيستم گر نخواني عاشقم پـس چيستم ØŸ من Ú©Ù‡ عمري غاÙ�لم از ØØ§Ù„ Ù� خويش چون بگويم با تو از اØÙˆØ§Ù„ Ù� خويش؟ از غبار Ù� کهکشان تنهاترم وز کلام Ù� عاشقان رسواترم هرگز از دست Ù� خودت آزردهâ€�اي؟ جرعهâ€�اي از جام Ù� ØØ³Ø±Øª خوردهâ€�اي؟ بردهâ€�اي دل را به جمع Ù� بيâ€�دلان؟ رÙ�تهâ€�اي در ØÙ„قهâ€�ÙŠ Ù� بيâ€�ØØ§ØµÙ„ان؟ زندگي همراه Ù� تو از من گريخت آرزو از برگ برگ Ù� شاخه ريخت قلب Ù� من آهنگ Ù� خاموشي گرÙ�ت قصهâ€�ام رنگ Ù� Ù�راموشي گرÙ�ت کوهÙ� صبر از اشتياقم ميâ€�شکاÙ�ت Ø±ÙˆØ Ù� من در دشت Ùˆ ØµØØ±Ø§ ميâ€�شتاÙ�ت چون اسارت در خور Ù� آزاده نيست عشقبازيم اتÙ�اقي ساده نيست بي تو شعرم بي قراري ميâ€�کند گريهâ€�ام آيينهâ€�داري ميâ€�کند کاش خلوتگاه Ù� تو ÙŠÚ© در نداشت کشتي Ù� طوÙ�انيم لنگر نداشت 4:45 AM ، رامين """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" Thursday, May 01, 2003
٭
عشق مثل � کوهي شد
*********************************************************
Ú¯Ù�تي : از ديار Ù� عشق - هر Ú©Ù‡ رÙ�ت زود آمد زين اشاره از شادي - بر لبم سرود آمد سالها گذشت Ùˆ تو- از سÙ�ر نمي آيي در ضياÙ�تÙ� چشمم - هر Ú†Ù‡ لاله بود آمد ÙŠÚ© شب از تو دل کندم - بر ستاره اي بستم چند کهکشان با هم - بر تو در سجود آمد در تو Ú¯Ù… شدم وقتي - مي گريختي از من بوتهâ€�اي در آتش رÙ�ت - چند ØÙ„قه دود آمد Ú¯Ù�ته بودم از عشقت - سر به کوه خواهم زد عشق مثل Ù� کوهي شد - بر سرم Ù�رود آمد من Ùˆ چنين سعادتي رسيده ام به چشم Ù� تو - گذشتم از Ù�راقها Ú†Ù‡ اشکها Ú©Ù‡ ريختم - به کام Ù� اشتياقها Ú†Ù‡ شادم از نگاه Ù� تو - من Ùˆ چنين سعادتي ØŸ Ú†Ù‡ شادمانه مستم از – شراب Ù� اتÙ�اقها چنين Ú©Ù‡ لامکان شدم - Ù�راتر از زمان شدم بگو چگونه سر کنم - به گوشهâ€�ÙŠ Ù� اتاقها ØŸ مرا خودم شکستهâ€�ام - ز بند Ù� خويش رَستهâ€�ام Ú©Ù‡ عهد Ù� صادقانهâ€�اي - ببندم از طلاقها اگر نگاه همچو من - کشاندت به عاشقي چنان پـرنده ميâ€�پـري - به بامها Ùˆ طاقها Ùˆ گر Ú©Ù‡ عشق همچو من - رساندت به بيâ€�خودي برو اگر Ú©Ù‡ با دلت - ندارد انطباقها Ùˆ گر Ú©Ù‡ بيخودي چنين - رهاندت ز خويشتن دگر هميشه ميâ€�روي – وراي Ù� اÙ�تراقها دگر هميشه با مني - Ú©Ù‡ عاشقانه گويمت: رسيدهâ€�ام به چشم Ù� تو - گذشتم از Ù�راقها 2:16 PM ، رامين """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" Friday, April 25, 2003
٭
عاشقت بودم ـ همين! ـ
راست ميâ€�گويي؟ نميâ€�داني تو منظورم هنوز؟ پس چرا Ú¯Ù�تي Ú©Ù‡ ميâ€�بخشيد معذورم هنوز؟ عاشقت بودم همين! ØØ§Ù„ا بگو Ù…Ù�هوم بود؟ عاشقت هستم ! همين ØØ§Ù„ا پر از شورم هنوز باز Ú©Ù† دÙ�ترچهâ€�ÙŠ Ù� آن خاطراتÙ� دور Ù�دور با رسولان Ù� غزل چون آيه مستورم هنوز همچو جيØÙˆÙ† در ميان Ù� جلگهâ€�ها جاري شدي ماهي Ú©ÙˆÚ†Ú© Ú†Ù‡ شد؟ اي ماه Ù� پرنورم هنوز! من گذشتم از بسي پلهاي Ù� پشتÙ� سر خراب باز از چشم Ù� تو صدها ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ دورم هنوز قد کشيدي چون دماوند از ميان Ù� ابرها اي نسيم Ù� مهربان! در تپه ماهورم هنوز مقصد Ù� ما برکه Ùˆ درياچه يادم هست نيست سايه ساري جÙ�ستهâ€�ام اينجا Ú©Ù‡ مجبورم هنوز اختيار Ù� اين ميانâ€�رودان Ù� ØØ³Ø±Øª دستÙ� توست اشک ميâ€�بارد تو ميâ€�گويي Ú©Ù‡ مغرورم هنوز 5:16 PM ، رامين """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
٭
از وبلاگ غزل امروزا�غانستان
*********************************************************
مانند مهر تو: شعري از شهباز ايرج چشمي اگر به سيب Ùˆ به ØÙˆØ§ نداشتم آدم نبودم Ùˆ غم دنيا نداشتم ØØ§Ù„ا تو را ندارم Ùˆ اميد مانده است اي کاش اميد داشتنت را نداشتم با بي کسي گرÙ�ته ام انس Ùˆ کسي دگر يادم نمانده داشته ام يا نداشتم اي سرزمين سوخته مانند مهر تو در آسمان هيچ دلي جا نداشتم دنيا، بهشت يا Ú†Ù‡ بگويم Ú†Ù‡ بوده است چيزي Ú©Ù‡ هيچ وقت من آن را نداشتم 11:36 AM ، رامين """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
|